نقش میانجی احساس گناه و شرم در رابطه بین سبکهای دلبستگی، طرحوارههای ناسازگار اولیه و پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی
دوره 5، شماره 15، 1404، صفحات 17 - 33
1- گروه روانشناسی تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2- گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زرند، کرمان، ایران
3- کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران
4- کارشناسی ارشد راهنمایی و مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، یزد، ایران
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گناه و شرم در رابطه میان سبکهای دلبستگی و طرحوارههای ناسازگار اولیه با پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی در زوجین انجام شد. روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را زوجین متأهل شهر اهواز تشکیل دادند. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، از فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده شد که منجر به انتخاب ۳۸۴ نفر بهصورت تصادفی گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای سبکهای دلبستگی (کالینز و رید، ۱۹۹۰)، طرحوارههای ناسازگار اولیه (یانگ، ۱۹۹۸)، پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی (نلسون و کارول، ۲۰۰۶) و احساس گناه و شرم (کوهن و همکاران، ۲۰۱۱) بود؛ روایی سازه و پایایی ابزارها (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) مورد تأیید قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS23 و SmartPLS 2 تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که احساس گناه و شرم در مسیر رابطه میان دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) و طرحوارههای ناسازگار اولیه با پرخاشگری ارتباطی پنهان، نقش میانجی ایفا میکند؛ اما این متغیر در مسیر رابطه میان سبک دلبستگی ایمن و پرخاشگری پنهان نقش میانجی نداشت. همچنین، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی، طرحوارههای ناسازگار اولیه و احساس گناه و شرم، تأثیر مستقیم و مثبت بر پرخاشگری ارتباطی پنهان داشتند. مدل ساختاری با شاخص برازش (0/53=GoF) از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین، ضریب تعیین (R2R2) برای متغیرهای گناه و شرم 0/53 و برای پرخاشگری ارتباطی پنهان 0/77 برآورد شد که نشاندهنده قدرت بالای مدل در تبیین این متغیرهاست.


